تبليغاتX
 برو بچه های 302

جستار

 

 

براي ورود به بخش هاي ديگر روي جستار دلخواه کليک کنيد

 

ورود به بخش آموزش ورود به بخش دریافت نرم افزار

ورود به بخش سرگرمی ورود به بخش موبایل


 

دسترسی به این تارنگار (Weblog) از نشانی http://www.BaXe302.Coo.Ir

نیز شدنی می باشد.

 

پارسی را پاس بداریم 

 

 


برای دریافت نرم افزار فیلتر شکن اینجا کلیک کنید

پشتیبانی از خلیج همیشه فارس جهت حذف خلیج عربی از Google Earth


 

نوشته شده توسط مدیران وبلاگ در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 23:59 موضوع | لینک ثابت


چوگان

این ورزش بازی شاهان نامیده شده است (زیرا بیشتر در میان پادشاهان و بزرگان رواج داشت) و از ورزشهای کهن ایرانی است. نام چوگان از نام چوبی که در آن استفاده می شود برگرفته شده است. این بازی در ابتدا ورزشی عنوانی نظامی و جنگی داشت و سوارکاران ایرانی در آن استعداد اسب های جنگی خود را به نمایش می گذاشتند.

چوگان به هنگام کشور گشایی داریوش اول در هند، در آن سرزمین رواج یافت. اروپاییان در زمان صفویان و در زمان استعمار خود در هند، با این بازی آشنا شدند و آن را در سراسر اروپا پخش کردند. بعدها نیز ورزش هایی از قبیل گلف و هاکی پدید آوردند که دسته‌های استفاده شده در این بازی‌ها به همان چوب چوگان برمی‌گردد.

این ورزش در ایران پس از صفویان کم کم رو به فراموشی رفت. البته در زمان پهلوی، در ارتباط با اروپاییان، چوگان دوباره مورد توجه قرار گرفت، ولی مانند گذشته رواج نیافت. امروزه سعی می شود توجه بیشتری به این ورزش نشان داده شود. همچنین اقداماتی برای تاُسیس زمین هایی سرپوشیده برای زنان انجام شده‌است.




برای مشاهده کامل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مدیران وبلاگ در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 19:57 موضوع | لینک ثابت


ديوار بزرگ گرگان

ديوار بزرگ گرگان

 قزل آلان يا مار سرخ (ديوار بزرگ گرگان) طولاني‌ترين اثر معمارى ايران باستان و پس از ديوار چين دومين ديوار تاريخى تاريخى قاره آسيا با 200 كيلومتر طول ، در دشت گرگان و تركمن صحرا قرار دارد. اين ديوار از شرق درياى خزر در خواجه نفس شروع و از شمال آق‌قلعه و گمشيان گذشته پس از پيمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در كوه‌هاى پيش‌كمر محو مي‌شود.

در نوشته‌هاى تاريخى ، ديوار بزرگ گرگان را كه مانعى در برابر بيابان‌گردان آسياى ميانه بوده به نامهاى سد سكندر ، سد انوشيروان ، سد فيروز ، ديوار دفاعى و … ناميده‌اند و مطالب گوناگونى در مورد آن بيان داشته‌اند.

نخستين پژوهشهاى باستان‌شناسى اين ديوار توسط ژاك دمرگان فرانسوى درست در 100 سال پيش صورت گرفت كه بخشى ار مسير ديوار را از روى نقشه ترسيم نمود. بعد از او باستان‌شناس فرانسوى (آرن) در سال 1312 خورشيدى بخشى از ديوار گرگان را به صورت پيمايشى، شناسايى و معرفى كرد. در سال 1316 خورشيدى اريك اشميت آمريكايى با پرواز بر فراز منطقه ، خط قرمز رنگى را بر روى زمين مشاهده كرد كه با پيچ و تاب از دريا به سمت كوه‌‌هاى پيش‌كمر در شرق استان ادامه يافته است. او با ديدن اين منظره عجيب اين پرواز را بار ديگر تكرار كرد و با تهيه عكسهاى هوايى گام مهمى در شناسايى ديوار برداشت. بعد از ان دكتر محمد يوسف كيانى در سال 1350 با پرواز مجدد بر روى ديوار موفق به برداشتن عكسهاى جالب توجهى از ديوار شد و طول ديوار را 175 كيلومتر با 32 قطعه وابسته شناسايى كرد.

در سال 1378 با شروع ساخت سد گلستان بخشى از مسير ديوار در و محدوده كانال آبيارى و زهكشى سد قرارگرفت و بنابر ضرورت حفظ ديوار آب سد از طريق دو كانال از زير ديوار هدايت شد. بعد از آن در سال 1381 ، ديوار در شش فصل كاوش شد كه اطلاعات فراوانى از آن به دست آمد. به طورى كه هم اكنون باستان‌شناسان طول ديوار را 200 كيلومتر مي‌دانند. از آنجايى كه در برخى از نوشته‌هاى اين ديوار تا مرو ادامه داشته ، باستان‌شناسان احتمال مي‌دهند طول ديوار بيشتر از 200 كيلومتر باشد كه در كاوش‌هاى آينده به جواب آن خواهند رسيد. همچنين تا قبل از تخمين زده مي‌شد اما بر طيق آخرين نمونه‌هاى آزمايش شده در آزمايشگاه‌هاى معتبر اين ديوار مربوط به دوره ساسانى است.

ديوار گرگان در مناطق كوهستانى 2و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاى بزرگ آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتيمتر در دهها كوره آجرپزى پخت مي‌شده است. بسته به خاك منطقه‌اى كه آجر پخته مي‌شد رنگ آن از نخودى تا قرمز فرق مي‌كند. خندقى 30 مترى هم در جلوى ديوار كنده شده كه آب از طريق آن به دشتها و كوره‌هاى مسير مى رسيد. از ارتفاعات پيشكمر تا روستاى زاو در پارك ملى گلستان كه 35 كيلومتر است بخشهايى از ديوار سالم‌تر باقى مانده و با حفارى در چندين نقطه خوشبختانه بقايايى ديوار از زير خاك بيرون آمده است.

در كاوش‌هايى كه تا كنون انجام شده‌است 2 هزار متر مربع از ديوار حفارى گرديده‌است كه درپي‌آن يك آتشگاه و استراحتگاه سربازان كه فضا وابسته به ديوار بوده كشف شده‌است. همچنين دو قلعه از حدود 38 دژ تخمين زده در طول ديوار كاوش شده كه به نظر محل سكونت سربازان بوده است. قلعه‌ها از اندازه‌هاى 120 در 120 متر شروع و بزرگترين آن به 240 در 300 متر مي‌رسيد. اكنون براى حفاظت ديوار در قسمت‌هايى از آن در دو طرف ديوار ميله گذارى انجام شده تا حريم ديوار حفظ و از خرابى آن جلوگيرى شود. راندن خودروها بر روى آجرهاى ريخته از ديوار موجب شكستن و از بين آنها مي‌شود و بعضى از اهالى از آجرهاى ديوار براى ساختمان‌سازى خود استفاده كرد‌ه‌اند. همچنين رعايت نكردن حريم ديوار از سوى سازمانهاى دولتى خسارتها‌ى فراوانى را به ديوار زده است.

بر طبق گزارشات مردمى نمونه‌هايى از آجرهاى ديوار نزديك ساحل درياى خزر و در داخل خليج گرگان ديده است. در فصل آينده كاوش باستان شناسان قصد دارند باستان‌شناسى زير آب درياى را با كمك غواصان انجام دهند تا آثار معمارى احتمالى مدفون شده ديوار گرگان را در زير آب بدست آورند. گفتنى است ديوار تميشه ديوار ديگرى در جنوب ديوار بزرگ گرگان است كه بخش شمالى آن در خليج گرگان وجود دارد و احتمال اينكه ديوار بزرگ گرگان و تميشه زمانى يك ديوار بوده است.


 

نوشته شده توسط مدیران وبلاگ در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:8 موضوع | لینک ثابت


دریای نور

شايددریای نوردر ميان جواهرات ملی ايران، مقام اول را دارا باشد. اين الماس معروف و الماس کوه نور، ظاهراً به علت قرابت نام، پيوسته يک زوج به شمار می‌آمده اند، در حالی که از نظر تراش و رنگ هيچ وجه مشترکی با يکديگر ندارند. هر دو گوهر از آن نادر شاه بود، اما الماس کوه نور، بعد از مرگ نادر شاه، توسط احمدشاه درانی به افغانستان برده شد. بعداز احمدشاه، به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی، ملقب به شير پنجاب، الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده درآمد. اين گوهرها بعدها به دست کمپانی هند شرقی افتاد و بدان وسيله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ويکتوريا هديه گرديد. هم اکنون نيز اين گوهر در تاج ملکه اليزابت، مادر ملکه فعلی انگلستان، نصب است.
الماس دريای نور، پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ ميرزا رسيد، سپس به دست اميرعلم خان خزيمه و بعداً به دست لطفعلی خان زند افتاد. هنگاميکه لطفعلی خان به دست آقا محمدخان قاجار شکست خورد، گوهر مذبور به گنجينه جواهرات قاجار منتقل گشت.

ناصرالدين شاه معتقد بود اين گوهر يکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسيار به اين گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی آن را به کلاه و گاهی به سينه خود نصب می کرد و حتی توليت دريای نور را منصبی مخصوص قرار داد و اين افتخار مهم را به اعيان و بزرگان کشور محول می داشت.

دريای نور بعدها داخل موزه دولتی گرديد و اينک زينت بخش خزانه جواهرات ملی است. وزن دريای نور 182 قيراط است و رنگ  آن صورتی است که کمياب‌ترين رنگ الماس است. در سال 1344، هنگام بررسی جواهرات ملی توسط دانشمندان کانادايی، درباره اين گوهر نکته بسيار جالب توجهی کشف شد:

تاورنيه، سياحتگر و جواهرشناس معروف فرانسوی، در کتاب خود از الماس صورتی رنگ به وزن 242 قيراط سخن می گويد و اشاره می کند در سال 1642 ميلادی آن را در شرق ديده است و نقشه و اندازه های آن را نيز در کتاب شرح می دهد و آن را Grand Table Diamante ( الماس يا لوح بزرگ ) می نامد. رنگ و شکل اين الماس توجه دانشمندان کانادايی را جلب کرد و ايشان معتقدند الماس دريای نور و نورالعين دثیثر اصل يک قطعه الماس بوده و بعداً آنرا به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن دريای نور نام گرفته و تکه کوچک آن که به وزن 60 قيراط است، نورالعين ناميده شد.

دریای نور


 

نوشته شده توسط مدیران وبلاگ در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:6 موضوع | لینک ثابت


آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من - آهنگ و شعر

آهنگ و شعر خاکستر - ترک غارتگر

با صدای محمدرضا شجریان، بر روی کلامی از حکیم صفای اصفهانی
از ساخته‌های استاد صبا، اجرای ۱۳۵۵، با همراهی اركستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدينی

دریافت آهنگ - با حجم  788 کیلوبایت

دل بردي از من به يغما اي ترک غارتگر من
ديدي چه آوردي اي دوست از دست دل بر سر من
عشق تو در دل نهان شد دل زار و تن ناتوان شد
رفتي چو تير و کمان شد از بار غم پيکر من
مي سوزم از اشتياقت در آتشم از فراقت
کانون من هسته من ، سوداي من آذر من
من مست صهباي باقي زآن ساتگين رواقي
فکر تو در بزم ساقي ذکر تو رامشگر من
دل در تف عشق افروخت گردون لباس سيه دوخت
از آتش آه من سوخت در آسمان اختر من
گبر و مسلمان خجل شد دل فتنه آب و گل شد
صد رخنه بر ملک دل شد ز انديشه کافر من
شکرانه کز عشق مستم مي خوارم و مي پرستم
آموخت درس الستم استاد دانشور من
سلطان سير و سلوکم ، مالک رقاب ملوکم
در سودم و نيست سوگم بين نغمه مزمر من
در عشق سلطان بختم ، در باغ دولت درختم
خاکستر فقر تختم ، خاک فنا افسر من
با خار آن يار تازي چون گل کنم عشقبازي
ريحان عشق مجازي نيش من و نشتر من
دل را خريدار کيشم ، سرگرم بازار خويشم
اشک سپيد و رخ زرد سيم من است و زر من
اول دلم را صفا داد وآئينه ام را جلا داد
وآخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من
تا چند در هاي هويي اي کوس منصوري دل
ترسم که ريزند بر خاک خون تو در محضر من
بار غم عشق او را گردون نيارد تحمل
چون مي تواند کشيدن اين پيکر لاغر من
دل دم ز سرّ صفا زد کوس تو بر بام ما زد
سلطان دولت نوا زد از فقر در کشور من


 

نوشته شده توسط مدیران وبلاگ در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 14:54 موضوع | لینک ثابت


فردوسی

 

حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی (حدود ۳۱۹ تا حدود ۳۹۷ هجری شمسی)، شاعر حماسه‌سرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامهٔ فردوسی است که مشهورترین اثر حماسی فارسی است و طولانی‌ترین منظومه به زبان فارسی تا زمان خود بوده‌است. او را از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌گو دانسته‌اند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مدیران وبلاگ در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 19:2 موضوع | لینک ثابت